باقر هاشمی's Reviews > دکامرون
دکامرون
by
by
حلوای تنتنانی، تا نخوری ندانی
دکامرون یکی از نمونههای برجستهی ادبیاتِ تغزّلی و داستان های عاشقانه است. بوکاچیو در این کتاب که در حقیقت یک مجموعه داستان کوتاهِ منسجم به شمار میاد، داستان هایی دربارهی خیانتهای زوجین و عشاق و راه های وصال و فراق و عشقبازی کردنهای اونها رو نوشته. بوکاچیو یکی از دوستان دانته بوده.
پیر پائولو پازولینی، بر اساس این کتاب فیلمی به همین نام ساخته که از لحاظ جذابیت اصلاً به پای این کتاب نمی رسه اما در اون فیلم چند داستان رو نشون میده که در نسخه ی فارسی این کتاب سانسور شدهن.
قسمتهایی غیر داستانی از متن کتاب رو برای آشنایی با شخصیت نویسنده اینجا میارم:
از این ها گذشته، نمی دانم چه بگویم به کسانی که این همه بر گرسنگی من دل می سوزانند و به من اندرز می دهند که در پی تحصیل نان باشم. البته اگر نیازْ مرا به آن جا بکشاند که بروم و از ایشان چیزی بخواهم نمی دانم چه جوابی به من خواهند داد، و بسیار کنجکاوم که پاسخ آنان را بدانم، لیکن حدس می زنم که به من خاهند گفت: «برو خواسته ات را در قصه هایت بجوی!» و مسلّماً شاعران در داستان های سروده ی خویش بیش از آن یافته اند که بسیاری از ثروتمندان در گنجینه های خود، و حتا بسیاری از شاعران به دنبال سروده های خویش عمری دراز و شکوفان داشته اند، و حال آنکه گروهی بی شما از آزمندان زر اندوز که در کسب سود تابع هیچ عقل و منطقی نبوده و بیماری جمع آوری بیش از نیازِ خویش داشته اند به پیری نارسیده مرده اند.
فقر و تنگدستی هیچ گاه نتوانسته است لطمه ای به شرافت و اصالت ذاتی آدمی بزند، و تنها کاری که می کند این است که نمی گذارد آدم ثروتمند باشد.
ای دوستان جوان و زیبا روی من{زنانی که با او دوست بودهاند}، برخی از خردهبینان می گویند که من در اینکه می کوشم خوشایند طبع شما واقع شوم و از شما بسیار خوشم می آید به راه خطا می روم. ولی من با کمال صراحت اقرار می کنم که آری، از شما بسیار خوشم می آید و سخت در تلاشم تا مگر شما نیز از من خوشتان بیاید. و حال از این ناکسان می پرسم که کجای این امر تعجب دارد... من همواره محو تماشای شیوه ی دلپذیر رفتار شما، زیبایی حسد انگیز شما، حسن سلیقه ای که در پوشش و آرایش خود بکار می برید و اصالت و نجابتی که خاصّ شما است بوده ام و هستم... من تا پایان عمرم هرگز شرمنده نخواهم بود از اینکه مطبوعطبع لعبتان سیمتنی قرار بگیرم که دانته و کاوالکانتی در آندم که سنّ و سالی از ایشان گذشته بود و چینو داپیستوئیا در آن زمان که پیرِپیر شده بود تجلیلشان می کردند و در ستایش حُسن و جمالشان دادِ سخن می دادند. آری، خوشایند طبع بانوان بودن، والاترین آرزوی آن بزرگ مردان بود!
زنان در طول عمرم الهام بخش هزاران شعر به من بوده اند، و حال آنکه خدایان شعر و ادب حتا یک بار طبع مرا برنیانگیخته و یک شعر هم به من الهام نبخشیدهاند.
بررسی تطبیقی
جووانی بوکاچیو متولد سال 1313 میلادی، و حافظ شیرازی متولد سال 1315میلادی بودن
همچنین دانته متولد سال 1265 میلادی، و مولانای متولد سال 1207 میلادی بودن:
در زمانی که در فرهنگِ ما اُدَبا ترویج عرفان میکردن و از معشوقِ نادیدنی مینوشتن، در ایتالیا، نویسندهگان و شعرا با نوشتن کتابهایی مثل کمدی الهی و دکامرون با ترویج عشقهای آسمانی و خرافات مقابله میکردهن.
چون انگیزهی خودِ من از مطالعهی این کتاب، آشنایی با داستانهای کوتاهِ کهن بود، سبک داستان نویسیِ بوکاچیو رو مهندسی معکوس کردم و برای خوانندهی علاقهمند به داستاننویسی اینجا میارم
بوکاچیو ابتدا به توصیف قهرمانِ داستان می پردازه.
سپس به توصیف شرایط حاکم بر محیطی که قهرمان در اون زندگی میکنه می پردازه.
سپس قهرمانِ دیگر یا قربانیِ داستان رو توصیف می کنه.
سپس این دو نفر رو وارد تعلیقی عشقی/شهوانی می کنه.
سپس پای فرهنگ و سنّت یا سرپرستهای قهرمانان{والد/همسر} رو به داستان باز می کنه و تعلیقی اخلاقی بوجود میاره.
و در انتها از داستان نتیجهی اخلاقی یا عاطفی میگیره.
این کتاب مجموعاً از 100 داستان تشکیل شده و بهقلم محمد قاضی ترجمه و توسط انتشارات مازیار (با حذف 13 داستان) چاپ و منتشر شده.
دکامرون یکی از نمونههای برجستهی ادبیاتِ تغزّلی و داستان های عاشقانه است. بوکاچیو در این کتاب که در حقیقت یک مجموعه داستان کوتاهِ منسجم به شمار میاد، داستان هایی دربارهی خیانتهای زوجین و عشاق و راه های وصال و فراق و عشقبازی کردنهای اونها رو نوشته. بوکاچیو یکی از دوستان دانته بوده.
پیر پائولو پازولینی، بر اساس این کتاب فیلمی به همین نام ساخته که از لحاظ جذابیت اصلاً به پای این کتاب نمی رسه اما در اون فیلم چند داستان رو نشون میده که در نسخه ی فارسی این کتاب سانسور شدهن.
قسمتهایی غیر داستانی از متن کتاب رو برای آشنایی با شخصیت نویسنده اینجا میارم:
از این ها گذشته، نمی دانم چه بگویم به کسانی که این همه بر گرسنگی من دل می سوزانند و به من اندرز می دهند که در پی تحصیل نان باشم. البته اگر نیازْ مرا به آن جا بکشاند که بروم و از ایشان چیزی بخواهم نمی دانم چه جوابی به من خواهند داد، و بسیار کنجکاوم که پاسخ آنان را بدانم، لیکن حدس می زنم که به من خاهند گفت: «برو خواسته ات را در قصه هایت بجوی!» و مسلّماً شاعران در داستان های سروده ی خویش بیش از آن یافته اند که بسیاری از ثروتمندان در گنجینه های خود، و حتا بسیاری از شاعران به دنبال سروده های خویش عمری دراز و شکوفان داشته اند، و حال آنکه گروهی بی شما از آزمندان زر اندوز که در کسب سود تابع هیچ عقل و منطقی نبوده و بیماری جمع آوری بیش از نیازِ خویش داشته اند به پیری نارسیده مرده اند.
فقر و تنگدستی هیچ گاه نتوانسته است لطمه ای به شرافت و اصالت ذاتی آدمی بزند، و تنها کاری که می کند این است که نمی گذارد آدم ثروتمند باشد.
ای دوستان جوان و زیبا روی من{زنانی که با او دوست بودهاند}، برخی از خردهبینان می گویند که من در اینکه می کوشم خوشایند طبع شما واقع شوم و از شما بسیار خوشم می آید به راه خطا می روم. ولی من با کمال صراحت اقرار می کنم که آری، از شما بسیار خوشم می آید و سخت در تلاشم تا مگر شما نیز از من خوشتان بیاید. و حال از این ناکسان می پرسم که کجای این امر تعجب دارد... من همواره محو تماشای شیوه ی دلپذیر رفتار شما، زیبایی حسد انگیز شما، حسن سلیقه ای که در پوشش و آرایش خود بکار می برید و اصالت و نجابتی که خاصّ شما است بوده ام و هستم... من تا پایان عمرم هرگز شرمنده نخواهم بود از اینکه مطبوعطبع لعبتان سیمتنی قرار بگیرم که دانته و کاوالکانتی در آندم که سنّ و سالی از ایشان گذشته بود و چینو داپیستوئیا در آن زمان که پیرِپیر شده بود تجلیلشان می کردند و در ستایش حُسن و جمالشان دادِ سخن می دادند. آری، خوشایند طبع بانوان بودن، والاترین آرزوی آن بزرگ مردان بود!
زنان در طول عمرم الهام بخش هزاران شعر به من بوده اند، و حال آنکه خدایان شعر و ادب حتا یک بار طبع مرا برنیانگیخته و یک شعر هم به من الهام نبخشیدهاند.
بررسی تطبیقی
جووانی بوکاچیو متولد سال 1313 میلادی، و حافظ شیرازی متولد سال 1315میلادی بودن
همچنین دانته متولد سال 1265 میلادی، و مولانای متولد سال 1207 میلادی بودن:
در زمانی که در فرهنگِ ما اُدَبا ترویج عرفان میکردن و از معشوقِ نادیدنی مینوشتن، در ایتالیا، نویسندهگان و شعرا با نوشتن کتابهایی مثل کمدی الهی و دکامرون با ترویج عشقهای آسمانی و خرافات مقابله میکردهن.
چون انگیزهی خودِ من از مطالعهی این کتاب، آشنایی با داستانهای کوتاهِ کهن بود، سبک داستان نویسیِ بوکاچیو رو مهندسی معکوس کردم و برای خوانندهی علاقهمند به داستاننویسی اینجا میارم
بوکاچیو ابتدا به توصیف قهرمانِ داستان می پردازه.
سپس به توصیف شرایط حاکم بر محیطی که قهرمان در اون زندگی میکنه می پردازه.
سپس قهرمانِ دیگر یا قربانیِ داستان رو توصیف می کنه.
سپس این دو نفر رو وارد تعلیقی عشقی/شهوانی می کنه.
سپس پای فرهنگ و سنّت یا سرپرستهای قهرمانان{والد/همسر} رو به داستان باز می کنه و تعلیقی اخلاقی بوجود میاره.
و در انتها از داستان نتیجهی اخلاقی یا عاطفی میگیره.
این کتاب مجموعاً از 100 داستان تشکیل شده و بهقلم محمد قاضی ترجمه و توسط انتشارات مازیار (با حذف 13 داستان) چاپ و منتشر شده.
Sign into Goodreads to see if any of your friends have read
دکامرون.
Sign In »
Reading Progress
2016
–
Started Reading
2016
–
Finished Reading
October 23, 2017
– Shelved
February 15, 2019
– Shelved as:
favorites
Comments Showing 1-2 of 2 (2 new)
date
newest »
message 1:
by
Samira
(new)
-
rated it 2 stars
22 mar. 2020 22:07
reply
|
flag