[go: up one dir, main page]

Jump to ratings and reviews
Rate this book

سایه‌ی لیلی

Rate this book
A Short Novel Written by ""Alireza Roshan"" Illustrated by ""Ahmad Hashemi""

126 pages, ebook

49 people want to read

About the author

علیرضا روشن

15 books178 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
24 (40%)
4 stars
16 (27%)
3 stars
9 (15%)
2 stars
5 (8%)
1 star
5 (8%)
Displaying 1 - 12 of 12 reviews
Profile Image for Agir(آگِر).
437 reviews713 followers
October 15, 2019
آهنگ "میشه از عشق مُرد" اثر انیو موریکونه

یه روز آفتابی، مجنون، دراز به دراز، تک و تنها توی بیابون، روی خار و خاک خوابیده بود و چشم بسته بود که لیلی میاد بالای سرش. سایه لیلی می‌افته روی مجنون. مجنون سنگینی سایه رو روی بدنش احساس می‌کنه، اما چشم باز نمی‌کنه. لیلی میگه: مجنون! منم لیلی تو. بالاخره اومدم پیشت

اما مجنون چشم باز نکرد لیلی رو ببینه. لیلی دوباره گفت: مجنون! منم. این همه لیلی لیلی می‌کردی. بالاخره اومدم پیشت. چشماتو باز کن منو ببینی

مجنون گفت: دیگه احتیاجی به چشم باز کردن نیست. اینقدر از یادت پُرم لیلی که دیگه جایی برای خودت ندارم
Profile Image for پیمان عَلُو.
346 reviews291 followers
April 24, 2019
سایه لیلی:

فوق العاده بود،هرچند همین انتظار رو از علیرضا روشن هم داشتم. یه داستان عالی که منو مسخ کرد واقعا هم ذات پنداری کردم با علی که آیا عشق چیه؟
مادر اگه پدر رو دوست نداشت چرا زنش شده بود؟

خواهر به شوهرش از سر چی میداد؟
پونه علی رو دوست داشت یا نه؟

عشق چیه واقعا؟همون لحظه قبل از اومدن خورشید که بوکوفسکی میگه با اولین نور از بین میره...

علی اونقدر از خیال پونه پر شد که دیگه پونه تو خیالشم جای نداشت....


کاش زود تر این کتاب خوب رو میخوندم ،حتما بارها میخونمش
Profile Image for Niku.
84 reviews1 follower
September 4, 2021
خب این کتاب زیادی عجیب و قشنگ و مرموز بود!اما مرموز نه از نوع حدس نزدنی اش🙂 از نوعی که تا گوشت و استخونت نفوذ میکنه...😄واقعا دلم برای شخصیت مرد سوخت:/🥺حرف دیگه ای نیست که بزنم فقط اینکه خیلییییی جالب و روون بود..🥰حتما بخونیدش💙👍🏻🚶🏻‍♀️
Profile Image for Arghavan-紫荆.
331 reviews78 followers
October 22, 2021
خیلی وقت پیش خوندمش و الان یهو یادش افتادم... جزئیاتش رو کامل فراموش کردم ولی یادمه غم و اندوه عمیق شخصیت اولش خیلی ملموس و واضح نوشته شده بود.
Profile Image for Saeed.
142 reviews41 followers
July 13, 2020
موضوع کتاب گرد سه مفهوم به هم پیوسته ی "زناشویی"، "عشق" و "رابطه جنسی" می گردد. قهرمان داستان دیوانه وار عاشق زنش است و او را چون الهه ای می پرستد. در طرف مقابل، زنش فارغ از چنین احساسی است و نقطه ی وصلی اگر هست همان رابطه زناشویی است. نویسنده در قالب طرح داستانش، دو مسئله را همزمان طرح می کند. اول مسئله مرد عاشق که از سردی زنش با او و توجهش به مردان جذابی چون بازیگران و ورزشکاران در رنج است. مسئله دوم مسئله زنی است که بعد ازدواج، از رابطه با همسرش ناراضی است و توجه مردان دیگر را می خواهد. شکل روایت به گونه ای است که مخاطب با هر دو نفر همراهی می کند و آخر می پرسد که واقعا حق با کیست؟
نویسنده این کتاب را در دوره گذراندن محکومیتش در اوین نوشته است. حاصل این حبسیه نویسی، یک رمان کوتاه جذاب و راحت خوان شده که در حداقل کلمات، یک موضوع مهم را بررسی کرده است.
Profile Image for Roya.
64 reviews29 followers
August 4, 2021
"یه روز آفتابی، مجنون، دراز به دراز، تک و تنها توی بیابون، روی خار و خاک خوابیده بود و چشم بسته بود که لیلی میاد بالای سرش.
سایه ی لیلی می افته روی مجنون، مجنون سنگینی سایه رو روی بدنش احساس میکنه اما چشم باز نمیکنه، لیلی میگه مجنون! منم لیلی تو. بالاخره اومدم پیشت!
اما مجنون چشم باز نکرد، لیلی رو ببینه. لیلی دوباره گفت:مجنون! منم. این همه لیلی لیلی می کردی.بالاخره اومدم پیشت، چشماتو باز کن منو ببینی!
مجنون گفت: دیگه احتیاجی به چشم باز کردن نیست، اینقدر از یادت پُرم لیلی که دیگه جایی برای خودت ندارم."
Profile Image for Setayesh.
4 reviews
July 24, 2022
سایه‌ی معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد؟
ما به او محتاج بودیم او به ما مشتاق بود
Displaying 1 - 12 of 12 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.